...شب نوشته ها
من نمیدونم کجای پست قبلیم از درس نخوندن واسه آزمون امسال گفتم شروع کردم دارم میخونم...واسم دعا کنید...شرمنده که زیاد نیستم...دلیلش کنکور و ارشد و تحصیلکرده شدنو این چیزا نیست...دلیلش خیلی گستردست که بعداْ باید موشکفانه و ریزبینانه این دلایل رو بررسی کرد این روزها بارون قشنگی خاصی به همه جا داده...و امیدوارم که خدا جوانمردی کنه و این نعمتهاشو امسال از ایران و ایرانی جماعت نگیره... فعلاْ همین... زشهر کوفه به گوشم رسد صدای علی غریو گریه و آوای ناله های علی سکوت غربت دلتنگ کوفه میداند که چاه بود و شب و بانگ هایهای علی به عشق جان پیمبر به سوی مرگ شتافت ببین چه مایه صفا بود در وفای علی به نام دین خدا بسکه حیله ورزیدند زمانه همچو قفس تنگ شد برای علی ز پیروان دروغین بسا به ناله نشست ولای مردم صد رنگ شد بلای علی گروهِ مردم تقوا فروش نفس پرست گره زدند به دست گره گشای علی زراه خدعه چو قرآن به نیزه ها کردند دگر نداد کسی تن به اقتدای علی همان کسان که علی را به خانه بنشاندند به گریه ها بنشستند در عزای علی نگر به پستی دنیا که چون "معاویه" یی لب پلید گشاید به ناسزای علی برو به کوفه و با گوش دل به ظلمت شب زچاه ها بشنو بانگ ربـّــنای علی زخطبه ها ی علی ، دل به لرزه میافتد بلیغ تر زعلی کیست، جز خدای علی؟ گل مدینه و فرزند مکّه را کشتند مگرچه بود به جز عدل، مدّعای علی؟ شبی که قاتل خود را گرسنه می پنداشت نخواست شیر بنوشد،ببین حیای علی اگر که حال مناجات نیمشب داری به ناله لب بگشا همره دعای علی به جانفدایی او زنده شد شریعت حق زفقر خود خجلم، جان من فدای علی به ادّعا نتوان شیعه بود، شیعه کسیست که پای خود بگذارد به جای پای علی مرحوم مهدی سهیلی 19 تیر ماه 1361 به دوران سردرگمی و الافی و به انتظار رفتن به سربازی نشستن میگن فارغ التحصیلی!!!!!! حالا تا بیاد این دانشگاه محترم کار ما رو درست کنه موهامم مثل دندونام سفید شده.البته تا الانم دانشمندا یه چندتایی موی سفید تو سرم یافت کردن. آفتابی در کار نیست...یا اگر هم باشد در محله ی ما طلوع و غروبش حس نمی شود... یا شاید هم ما عینک آفتابی به چشم داریم و خود خبر نداریم... اما نه...تاریکی و رنگ سیاهش بیشتر از آن است که با عینک آفتابی ناچیز بوجود بیاید!!!!!!!!!!!!
...همین اول میخوام بگم که از تمام کسایی که اومدن کامنت گذاشتن و اونایی که اومدن و نذاشتن و اونایی که نیومدن ولی از دور کامنتاشونو فووووت کردن و اونایی که منو آدم حساب نمیکنن و معمولاْ نمیان تو شب نوشته ها ممنونم
بچه ها من تک پسرم ولی بابام ۵۴ سالشه واسه همین معافم نمیکنن
واسه کسایی هم که ذوق کرده بودن منو میخوان ببرن خدمت مقدس سربازی
(نمیدونم کجاش مقدسه
)میگم که تا آزمون امسال رو ندم سربازی خبری نیستو الکی دلتونو صابون نزنید![]()
البته اگه وقت داشته باشید...![]()
| Design By : Night Skin |


